اضطراب ایرانیان خارج از کشور در روزهای جنگ و بحران

اگر خارج از ایران زندگی می‌کنی، ممکن است این روزها از بیرون، آرام‌تر به نظر برسی؛ اما از درون، مدام درگیر خبرها، نگرانی برای خانواده، احساس گناه، بی‌خوابی یا بی‌قراری باشی.

واقعیت این است که اضطراب ایرانیان خارج از کشور در شرایط جنگ، تحریم و بحران کاملاً قابل فهم است. بدن تو شاید در امنیت بیشتری باشد، اما ذهن و قلبت هنوز درگیر ایران، خانواده، دوستان و وطن است.

خیلی از ایرانیان مهاجر در چنین شرایطی احساس می‌کنند:
«من اینجا امن‌ترم، پس حق ندارم این‌قدر مضطرب باشم.»
اما این فکر، هرچند آشناست، الزاماً درست نیست.

اضطراب از دور گاهی حتی سخت‌تر است؛ چون تو در دل اتفاق نیستی، اما از آن جدا هم نیستی. نمی‌توانی کنار عزیزانت باشی، نمی‌توانی همه‌چیز را کنترل کنی، و در عین حال مدام بین زندگی روزمره در خارج از کشور و نگرانی برای ایران گیر می‌کنی.

از نظر روان‌شناسی، در زمان جنگ و بحران، واکنش‌هایی مثل اضطراب، غم، خشم، بی‌خوابی، احساس درماندگی، تپش قلب، بی‌حوصلگی و چک کردن مداوم اخبار می‌تواند واکنش طبیعی روان به تهدید و نااطمینانی باشد. سازمان جهانی بهداشت هم تأکید می‌کند که در شرایط اضطراری، این واکنش‌های روانی شایع‌اند.

اضطراب ایرانیان خارج از کشور چرا در بحران بیشتر می‌شود؟

برای خیلی از ایرانیان خارج از کشور، بحران فقط یک خبر نیست. خبرها به خاطره، خانواده، خانه، خیابان‌های آشنا و بخشی از هویت وصل می‌شوند. به همین دلیل است که نگرانی برای ایران می‌تواند حتی از فاصله‌ی چند هزار کیلومتری، بدن و روان را درگیر کند.

در مهاجرت، آدم معمولاً بخشی از خودش را در دو جا زندگی می‌کند. یک بخش در کشوری است که حالا در آن کار می‌کند، درس می‌خواند یا زندگی می‌سازد؛ و یک بخش هنوز در ایران مانده است. وقتی کشور درگیر جنگ، تحریم یا ناامنی می‌شود، این دوپارگی بیشتر احساس می‌شود.

ممکن است صبح سر کار بروی، خرید کنی، با آدم‌ها حرف بزنی، اما هم‌زمان ذهنت درگیر این باشد که خانواده‌ات امن هستند یا نه. همین فاصله بین «ظاهرِ زندگی عادی» و «درونِ مضطرب» می‌تواند فرسوده‌کننده باشد.

به همین خاطر، اضطراب ایرانیان خارج از کشور در روزهای بحران فقط دلتنگی نیست. ترکیبی است از غم غربت، نگرانی برای خانواده، احساس گناه، درماندگی، خشم و ترس از آینده.

رابطه اضطراب مهاجرت و نگرانی برای ایران

اضطراب مهاجرت معمولاً فقط مربوط به زندگی در کشور جدید نیست. برای بسیاری از ایرانیان مهاجر، مهاجرت یعنی زندگی کردن با دو واقعیت هم‌زمان؛ یک واقعیت اینجاست و یک واقعیت در ایران.

وقتی شرایط ایران بحرانی می‌شود، ذهن مدام تلاش می‌کند از راه دور کنترل پیدا کند. برای همین ممکن است بارها خبرها را چک کنی، پیام‌ها را مرور کنی، به خانواده زنگ بزنی یا حتی وقتی همه چیز ظاهراً آرام است، باز هم در بدنت تنش حس کنی.

این واکنش‌ها عجیب نیستند. روان انسان وقتی با تهدید، ابهام و ناتوانی روبه‌رو می‌شود، به‌دنبال نشانه‌هایی برای امنیت می‌گردد. اما گاهی همین تلاش برای کنترل، اضطراب را بیشتر می‌کند.

راهکارهایی برای کاهش اضطراب ایرانیان خارج از کشور

اول، خبرها را بی‌وقفه دنبال نکن.
برای پیگیری اخبار جنگ و شرایط ایران، زمان مشخص بگذار. مثلاً دو یا سه بار در روز. چک کردن مداوم خبرها اضطراب را بیشتر می‌کند، بدون اینکه الزاماً کنترل بیشتری به تو بدهد.

دوم، احساس گناه را جدی بگیر، اما حقیقت مطلق فرضش نکن.
اینکه تو خارج از کشور هستی، به این معنا نیست که بی‌دردی یا بی‌تفاوتی. خیلی وقت‌ها اتفاقاً چون دوری، رنج بیشتری را در سکوت تجربه می‌کنی. می‌شود هم نگران ایران بود، هم اجازه داد زندگی ادامه پیدا کند.

سوم، کاری کوچک اما واقعی انجام بده.
تماس با خانواده، حمایت عاطفی، کمک مالی، اطلاع‌رسانی درست، یا حتی فقط شنیدن حال یک نفر، می‌تواند حس درماندگی را کمتر کند. در بحران، لازم نیست کاری بزرگ انجام بدهی تا مؤثر باشی.

چهارم، با آدم‌هایی حرف بزن که می‌فهمند.
اضطراب مهاجرت، غم غربت و نگرانی برای وطن وقتی در سکوت بماند، سنگین‌تر می‌شود. حرف زدن با کسی که تجربه‌ی مشابهی دارد، می‌تواند کمک کند احساس نکنی زیادی حساسی یا تنها مانده‌ای.

پنجم، مراقبت از بدن را ساده نگیر.
اضطراب فقط در فکر نیست؛ در بدن هم می‌نشیند. خواب، غذا، راه رفتن، کم کردن کافئین، تنفس آرام و داشتن یک روتین ساده، در روزهای بحران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چه زمانی بهتر است کمک حرفه‌ای بگیریم؟

اگر بی‌خوابی، تپش قلب، حملات اضطرابی، گریه‌های مکرر، ناتوانی در تمرکز یا چک کردن وسواسی اخبار برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده، بهتر است این تجربه را جدی بگیری. کمک گرفتن از روانشناس به این معنا نیست که تو ضعیفی؛ یعنی می‌خواهی در یک وضعیت سخت، تنها نمانی.

مشاوره آنلاین روانشناسی می‌تواند برای ایرانیان خارج از کشور کمک‌کننده باشد، چون امکان حرف زدن به زبان فارسی، درک زمینه فرهنگی و بیان نگرانی‌ها بدون توضیح دادن دائمی شرایط ایران را فراهم می‌کند.

یادت باشد

تو لازم نیست برای اثبات دلسوزی، خودت را فرسوده کنی.
مراقبت از روان در روزهای جنگ و بحران، بی‌تفاوتی نیست؛ راهی است برای اینکه بتوانی بمانی، بفهمی، کمک کنی و از هم نپاشی.

اگر این روزها دچار اضطراب ایرانیان خارج از کشور، نگرانی شدید برای ایران، بی‌خوابی، بی‌قراری یا احساس گناه مهاجرت شده‌ای، تنها نیستی. این تجربه برای بسیاری از ایرانیان مهاجر آشناست.

گاهی بدن در جای امن‌تری زندگی می‌کند، اما دل هنوز در خانه‌ای مانده که نگرانش است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *